رنگ شکست

آرزویم این است
که دچار کوررنگی گردی
نه برای دیدن برگ درخت
بل برای دیدن رنگ شکست

شاعر : کیومرث

5 نظرات:

مصلوب

نميدونم اين چندمين كارته..ولي خوبه...چند تا اشكال مهم داره كه طبيعي هم هست :
1/ هميشه بعد از نوشتن خودتو بذار جاي كسي كه هيچي از تو نميدونه..ببين مي فهمي چي نوشتي؟ براي فهم اين شعر پيش فرض هايي رو بايد دونست كه فقط تو مي دوني و كسي ديگه نميدونه.. اين داميه كه خيلي از شاعران بزرگ هم به دامش ميافتند..هيچ فكر كردي مچاله شدن كاغذهاي پيش نويس شعر به خاطر چيه؟
2/بعضي از كلمه ها بدجوري توي ذوق مي زنن مثل اينكه لباس زمان ساساني ها رو بپوشي بري خيابون ولي عصر..چقدر نگات مي كنن؟ "بل" در اين قطعه نو همينجور حس رو به آدم ميده..در انتخاب واژه ها دقت كن
و اما توصيه:
بخون..زياد هم بخون..شعرهاي سيد علي صالحي - فروغ فرخزاد و حتي سهراب سپهري مي تونن شروع خوبي باشن..در مرحله بعدي اخوان ثالث و شاملو هم تجويز ميشه
يه چيزي كه خيلي ميتونه كمكت كنه خوند هايكو (haiku) هست..هايكوهاي ترجمه شده زياد بخون..وبلاگ خودم كه ترجمه هايكو هست هم ميتونه كمكت كنه..
http://dailyhaiku.blogfa.com
كم كم چون زبانت هم خوبه بشين هايكو ها رو ترجمه كن..ترجمه هايكو و خود هايكو رو بذار توي يه وبلاگ...ميخونن نظر ميدن و باعث ميشه نثر شعري ات قوي بشه..
چون شعرت خوب بود و ارزش داشت اينهمه برات نوشتم..وگرنه اگه بد بود از كنارش راحت مشد بگذري
موفق باشي و حتما ادامه بده

کیومرث

ممنون بابت راهنمایی ها و نقد های سازنده، استفاده کردم.
راجع به اون بل که گفتی بعدا خودم فکر کردم. میشه اینجوری گفت : که برای دیدن رنگ شکست. اینطوری بهتره. بازم ممنون.

کیومرث

یه چیزی رو یادم رفت بگم. زود به زود اینجا سر بزن.

مصلوب

فكر كنم نشناختي كي برات نظر بالا رو نوشته...حميد هستم..جناب آسيد حسين..دايي گرانقدر شما

کیومرث

چرا شناختم اتفاقا به وبلاگت که سر زدم سریع رفتم سراغ ایمیل فهمیدم شمایی. والا کی میدونه زبان ما خوبه؟ اسم ما را نیز افشا کردی. بگو بگم؟...بگم؟ :)

نظر خود رادرکادر زیر بیان نمائید