مامور پشمالو: چرا تیشرت سبز پوشیدی؟
من: همین جوری، بی هیچ منظور خاصی.
من (در دلم با فریاد): این تیشرت را پوشیدم تا چراغ سبز فروزانی باشم در این تاریکیهایی که تو و دوستان قرمز رنگت برای میهنم رقم زدهاید.
ای کاش آن قدر شهامت داشتم تا این جملات را همچون باتومی فلزی که بر سر و تن دوستانم فرود میآوردی، با آخرین توان بر صورتت میکوفتم.
ای کاش بهانهای برای زیستن نداشتم.
و ای کاش بهانهای برای آزادی نداشتم، ای کاش.
* اخیرا تیشرت سبز خوشرنگی خریدهام که خیلی دوستش دارم. وقتی میپوشمش، در کوچه و خیابان نگاههای تند و زنندهای به سویم روانه میشود. انگار نه انگار که این رنگ در مذهبمان مقدس است و قابل احترام.
به این فکر میکردم که اگر یکی از این درندگان سد راهم شد و چنین سوالی پرسید جوابش را چگونه بدهم که حاصلش شد این پست خیالی. ولی خودمانیم جواب دندان شکنی است البته اگر بشود بر زبان راندش.