دیکتاتور دیکته‌گو


- دیکتاتور مشروع یا بگذار این طور بگویم، مشروعیت دیکتاتور.

- یعنی می‌گویی هیتلر و صدام و استالین هم مشروع بودند؟

- نه، نبودند. اصولا دیکتاتورها خودشان خودشان را مقبول و مشروع می‌کنند چون زورشان از چیز‌های دیگرشان بیشتر است.

- امروز همه چیز برایمان دیکته شد.

- چه کسی دیکته گفت؟

- یعنی‌ واقعا نمی‌دانی؟

- چرا الان دیگر می‌دانم. حالا چه دیکته کرد؟

- دیکته شد که چه کسی مثلا آقایمان است و مشروع. دیکته شد که حرف مرد! یکی است. دیکته شد که چگونه زندگی کنیم و حتی نفس بکشیم یا نه! دیکته شد که بعد از مشروعیت سرمان را به سقف خواهند چسباند. اما این‌بار وضع دگرگون است. دیکته‌نویس نیست که نمره می‌گیرد، این دیکته‌کننده است که نمره می‌گیرد.

- چند؟

- صفر. از نوع کله گنده‌اش.

- چرا؟ صفر که شرف دارد!

- صفر به خاطر همه‌ی افکار تهی و پوچی که از ذهن پوسیده‌ی دیکته‌گوی زورگو تراوش می‌کند.


پ.ن: این ترم هم به خوبی و خوشی تمام شد.

پ.ن 2: امروز دوشنبه دوازدهم مرداد ماه است. روز تولد من. ولی چه جشنی چه تولدی...

پ.ن 3: گفته بودم دیگر از این جور مطالب نمی‌نویسم. اما مگر می‌شود. مگر می‌گذارند!

پ.ن 4: روزنوشت تبدیل شده به هفته نوشت دلیلش هم نداشتن اینترنت مناسب و شلوغی سر نگارنده است.

پ.ن 5: عکس‌ها و کامنت‌های این وبلاگ را نگاه کنید. ای کاش از ازل هیچ حکومتی به وجود نمی‌آمد تا ما انسان‌ها در کنار همدیگر با آسایش و راحتی زندگی می‌کردیم و این قدر به جان یکدیگر نمی‌افتادیم.


1 نظرات:

حميد

تولدت مبارك..پسر جان مردادي!

نظر خود رادرکادر زیر بیان نمائید