ماه رمضان از راه رسیده و میگویند در این ماه جرم و جنایت کاهش مییابد.
نکند وبلاگنویسی هم یکی از آن جرمهاست. بعید نیست!
ولی شوخی را کنار بگذاریم، دلیل اصلی تعطیلی وبلاگ در این مدت طولانی این بود که ما سه روز تلفن نداشتیم و در همین راستا دستمان به همین اینترنت هستهایمان هم نمیرسید. پشتمان باد خورد. به همین سادگی.
امروز رفتیم با بچهها سینما. همان سپیدهی دانشجویی خودمان. اینبار طبقهی دوم که وضعش از طبقهی اول هم خرابتر است طوری که تا دم در خروجی صندلی چیدهاند. مثل اتوبوس :)) بعد رفتیم پارک دانشجویی دانشجو نشستیم به صحبت تا عصر. آن حوالی یک گربه ناز خوش عکسی میپلکید که سوژه شد برای عکاسی. فاصلهاش با موبایل من نیم متر بیشتر نبود که این عکس را گرفتم. خیلی گربه ریلکسی بود انگار نه انگار که ما انسانیم. اصلا خم به ابرو نیاورد. تازه خیلی هم خوشحال شد فکر کنم. ببینید چه ژستی گرفته :)
خلاصه زمان گذشت و گذشت و این گربهی ما داشت پسرخاله میشد (همان طور که در عکس زیر میبینید) و دیدیم که اگر همین طور اینجا یعنی آنجا بنشینیم کم کم باید برایش چایی دوم را بریزیم و بنابراین سریعا آنجا را ترک نمودیم و راه منزل در پیش گرفتیم.
به غیر از فیلم مذکور یک فیلم هم خیلی بهمان چسبید آن هم هفت فینچر بود. واقعا شاهکار بود.
بازی آخر بانو را هم خواندیم و چند روزی است خرمگس را میخوانیم.
* این هم وبلاگ انگلیسی که قولش را داده بودم.
نماز و روزهتان هم قبول.
0 نظرات:
نظر خود رادرکادر زیر بیان نمائید