مینیمال - حال و حوصله

دو پیمانه از حوصله‌ام برداشتم و ریختم داخل یک قابلمه‌ی قهوه‌ای رنگ و گذاشتمش روی اجاق تا دم بکشد. مشتی از حالم را نیز داخل یک قابلمه‌ی مشکی رنگ ریختم تا حسابی جا بیفتد. می‌خواستم برای اولین بار دست پخت خودم را بخورم اما شعله‌ی تنهایی آنقدر زیاد بود که حوصله‌ام سر رفت و خورش حالم ته گرفت.

1 نظرات:

دايي بزرگه

خوبه باز حوصله اي هست كه دوپيمانه از آن برداري.
براي ما كه " گر هم گله اي هست دگر حوصله اي نيست."

نظر خود رادرکادر زیر بیان نمائید