امان از دستت...

امان از دستت ای تاریخ تحلیلی صدر اسلام

فقان از دستت ای تحلیل برای همیشه صدر جدول

که نمیدانم چه سری است بین تو و زلزله‌هایی که در این ملک به وقوع می‌پیوندد!

هر چه نامت طولانی تر زلزله‌هایت نزدیک تر

قبل‌ترها ملایم‌تر بودی

لااقل شب امتحان میلرزاندیمان

تا فردا روزش امتحان را گند گنده‌ای بزنیم

ولی کنون تا خودت را گرفتیم

و هنوز رنگ کتابت را ندیده و شیخ را زیارت نکرده، زلزله را سراغمان فرستادی!

سنت شکنی جالبی است

بیچاره شیخ که دم به دقیقه سر و کارش با توست

و فقان از دستت ای تاریخ حذف و اضافه!

تو را با تاریخ چه نسبتی است که فقط یک روزی و

روزهای دیگر نیستی

ای تاریخ تو در خود چه داری؟

آن چیز چیست درون تو که زمین را تاب و تحمل آن نیست؟

و چه سری است تو را با من؟

آری در میان این شش هفت میلیارد انسان

نه

در میان این شش هفت میلیارد یقه

یک راست آمدی و خر ما را چسبیدی!

آن هم نه یک بار و دو بار

تو عجیب تابع قانون تا سه نشه بازی نشه هستی!

چاره‌ای نیست تحملت میکنیم

عاشقانه!


این پست وبلاگ گوریل فهیم را از دست ندهید +



تار و پودمان را سقفی نیست

فرش بیچاره، ابتدا کمی با شکنجه‌های دردناک* و بعد در محضر دادگاه آسمان، به قضاوت خورشید و وکیل مدافعی تکه‌ای از ابرها، به تمامی گناهان** کرده و نکرده‌اش اعتراف نمود و پاک شد.***

*: به وسیله‌ی پاروی فلزی، فرچه‌ی سیمی و مقداری پودر فرش شویی.

**: چرک‌هایش.

***: البته که آسمان و خورشید و ابر همگی پاکند و نمی‌شود با آن مزدوران مقایسه کردشان.