یک مسئله‌ی موقتی


دست و بالم به هیچ کاری نمیرود. برق‌ها یک ساعت است که رفته. باد خنک دلچسبی می‌آید. گوشه‌ی اتاق کز کرده‌ام. جزوه‌ها ناقص است. پنجره باز است. بیشتر از دوازده ساعت است باران باریده. دل به دل راه دارد. بند آمده. حتی اگر بچه‌ی نازی‌آباد یا شوش باشد. دوتا کتاب تمام کردم. جواب سلام واجب است. لقمه‌ی گنده‌تر از دهانش برداشته. آخر شاهنامه خوش است اما راز آلودش خوشتر است. بچه‌ها کیف‌تان را جمع کنید. بیست فروردین. مامان میگوید خوب است کتاب میخوانی. همه میگویند خوب است. اما خودشان...؟ چه قدر عیدی جمع کردی؟ محتاج میشوند وقتی کتاب میبینند. محتاج کیسه‌ی استفراغ. ناراحتی؟ پسره باید آدم باشد. گنجشک؟ خوردنش نامردی است. سه تاشم؟ رعد، خنده آسمان است. باید با آدم باتجربه صحبت کنی. خیابان‌ها را آب برداشته. نان تافتون برایم میخری؟ گرسنه‌ام. شب سال تحویل هم برق‌ها رفت. دل کرد می‌خواهد دل من میسوزد. زیر باران باید رفت را تجربه کرده‌ای؟ موش آبکشیده. فردا بیست و یک فروردین است. پنجره‌ی فکرم هم باز است. به نظرت پاس میشود؟ به تو فکر میکنم. ظرف آدامسم ته کشیده. جزوه‌هایم ناقص است. خوب است مامان مرا در این وضع نمیبیند. شما آدم بودن را چه توصیف میکنی؟ افتاده‌ام صفر پنج کرمان. سید مثل دستگاه پلی کپی است نه؟ من زیاد پولکی نیستم نه اینکه از پول بدم بیاد نه. برایم نان تافتون میخری؟ گرسنه‌ام. بوق، داری خیس میشی بیا بالا. سوال‌ها مانده. سه تاشم خالیه. دویست و شش. آخر با ایشاالله ماشاالله؟ چه بگویم چه نگویم؟ ابی میگوید تحمل کن به پای شمع خاموش. آسمان سرم داد میکشد. یک مسئله‌ی موقتی. فروغ میگوید سکوت چیست جز حرف‌های ناگفته؟ نقطه ذوب، نقطه جوش. از ارزش‌های مهدوی‌کیا هیچ کم نمیشود. در ماشین حسابم شکسته. میخواهی چه کنی بروی بسط بنشینی میدان صنعت؟ امور مشترکین...؟...شماره‌های اتصالتون اشغاله. دانه‌ای چند؟ عید خوش گذشت؟ سوال‌ها مانده. راننده آژانسیه بد اخلاق بود. کفش‌هایم را دم در نبینند نمیفهمند خانه‌ام. طرف خیلی پولدار است. برای فردا به بعد برنامه دارم. این صندلی‌ها جای کسی است؟ ایستگاه بوعلی به سمت تهرانپارس. اولین شرط آدم بودن... سید آرام‌تر حرف بزن. بنفشه‌ها را کاشته‌ایم توی باغچه. از چهارده میرویم بالا هوری را که رد کردیم از شانزده می‌آییم پایین. لیست اسامی را از یه گوشه بنویسید. فکر میکند تعقیبش میکنیم. جناب یا سرکار؟ پولت گوشه ندارد. شماره‌ی جدید؟ ما را که توی قطار دیدند مکث کردند. عینکت را که درآورده بودی نگاهت می‌کرد. کار سرگرد است. پسر، لکسوس را داشته باش. تو اگر از کسی بدت بیاید توی صورتش هم نگاه نمیکنی. داد میکشد چترت کو؟ شهرک قدس. ساعت را گذاشته بودم پنج و ربع، هفت و نیم بیدار شدم. خوب من هم می‌کشم دخانیات را نمیگویم منظورم چیز دیگری است. ترم تابستان برمیداری؟ حتی اگر بچه‌ی نازی‌آباد یا شوش باشد. در آسمانش قو پر نمیزد. گروه بندی‌مان تغییر کرد. پسره‌ي کت شلواری کارش از ما درست تر است. آدم کمرویی هستم. به احترام از روی شوفاژ بلند میشوم. شیر به اضافه‌ی دوشاب مثل باد خنک است. سید مثل دستگاه پلی کپی است نه؟ برق‌های وبلاگ هم رفته. رفتارش تناقض دارد باهم. نمیدانم با تو چه کنم چه بگویم؟ یک مسئله‌ی موقتی.


0 نظرات:

نظر خود رادرکادر زیر بیان نمائید