اینجانب از روز شنبه 28 فروردین ماه سال جاری وبلاگنویسی و وبلاگخوانی را تعطیل کرده و به کنج خلوت خود خواهم خزید. این عزلت نشینی یقینا تا آخرین روز ترم جاری تحصیلی یعنی 17 تیر ماه ادامه خواهد داشت و اولین پست جدی بنده در وبلاگی جدید از قضا مصادف است با جمعه 18 تیر ماه سال 89. باشد تا رستگار شویم.
در ضمن خیلی کارهای دیگر مثل کارهای فرهنگی-هنری تعطیل نخواهد شد بلکه در همان کنج خلوت، کمرنگتر و به قولی یواشتر ادامه خواهد یافت.
این پست احتمالا آخرین پست این وبلاگ خواهد بود البته اگر بتوانم دوام بیاورم و فردا پستی آپ نکنم. تا تابستان که بعد از آن کوچ خواهم کرد جای دیگر و بهتر. و البته نه با نامی مستعار. این وبلاگ که دو خواننده بیشتر نداشت. آدرس وبلاگ جدید را به همانها با پیامک اعلام خواهم کرد :))
پست آخر را با شعری از دفتر سالهای گذشته تمام میکنم.
عصر
آن دم که آیینهی اسکندر
از پاسداشت روز فارغ میشد
و پاسش را
به سیمتاب ماه تاریکیگریز خندانی میسپرد
تو را دیدم.
در عصری که همه گرگاند و
میشی نیست.
آبان ماه 88
1 نظرات:
بنويس و بخوان... بعضي وقت ها آدم نوشتنش نمي آيد..مهم نيست.. ولي عهد نكن كه ننويسي. بگذار هر موقع ذهنت از نوشته اي سرريز شد ، بريزد روي كاغذ..روي وبلاگت..روي فايل وردت.. جلواش را اصلا نگير.
وبلاگ كه بخواني و كامنت بگذاري مي آيند و كامنت هم ميگذارند بستگي دارد مهماني كه مي روي چه بگويي و چگونه باشي تا بيايند به خانه ات.
تصميم با خودت
نكته آخر اينكه : مراقب "ميش" هاي درنده تر از گرگ باش.. گرگها هميشه بد نيستند.
نظر خود رادرکادر زیر بیان نمائید