بعله.. صدقه عمر را زیاد می‌کند اما تنها عمر حکومت را...



آقا ندهید. دوستان ندهید. چرا اینقدر صدقه می‌دهید آخر. خودتان مگر چه‌قدر پول دارید که دلتان برای خیریه‌ها و خیرینی که لباس بره پوشیده‌اند و پشت آن لباس، گرگی را نهانی می‌پرورند می‌سوزد؟ چه‌قدر ساده‌اید! فقط کافی‌ست چند ماه مثل من در یکی از این خیریه‌های معروف تهران کار کرده باشید تا بدانید و بفهمید که پشت پرده چه‌ها رخ می‌دهد.

من دو ماه در این خیریه کار کردم، صندوق صدقات توزیع می‌کردم. روز اولی که واردش شدم کف اتاق این خیریه (یک خانه‌ی اجاره‌ای در جنوب تهران) موکت بود. کفش‌هایم را درآوردم! بعد اما فهمیدم که چه کلاه گشادی سرم رفته است. اگر بگویم دو ماه به ایران خیانت کرده‌ام بی‌راه نگفته‌ام. روز آخری که از آن‌جا خارج شدم گویا از بانک خارج شدم. چند تا از این گیت‌های بانک گذاشته بودند!

خانم‌ها آقایان اگر این متن را می‌خوانید و دلتان به حال خودتان می‌سوزد صدقه را به دست آشنایان و کسانی بدهید که مطمئن هستید به آن نیاز مبرم دارند. نه صدقه بدهید و نه صندوق صدقات بگیرید این را به گوش همه برسانید. بعله صدقه مال نیازمند است اما نه وقتی که به دستش نمی‌رسد!

سرانگشتی هم که حساب بکنید با خرج دکوراسیون خیریه و هزینه‌ی ساخت صندوق‌های صدقات که هر کدامشان پنج شش هزارتومان آب می‌خورد و درآمد کارمندان آنجا و درآمد مقام‌های بلند پایه‌اش، که از پول داخل همان صندوق‌های توزیعی داده می‌شود، دیگر چیزی برای نیازمندان نمی‌ماند. حالا این یک خیریه کوچک بود؛ دیگر کمیته و دیگر خیریه‌ها بماند. ساختمان کمیته امداد را که دیده‌اید. حالا این به کنار عجیب‌تر این است که می‌گویند صندوق مرکزی‌ش هر ماه اجاره داده می‌شود و بخشی از درآمدش هم به جیب بوق می‌رود.

حالا شما هی پول بریزید داخل این صندوق‌های صدقات به این امید واهی که به دست نیازمندان جامعه می‌رسد.

اما مطمئن باشید که با صدقه دادن تنها عمر یک چیز بیشتر می‌شود... عمر حکومت.

یادمان که نرفته؟

یادمان که نرفته امسال چه سالیست؟
این رباعی تقدیم به آنان که یادشان نرفته

ما امت خوش‌باور و شادی هستیم
بازیچه‌ی افکار "نمادی" هستیم
خوابیم و درون خواب خرگوشی خویش
مشغول جهاد اقتصادی هستیم